5163
ذكر اللّه شيمة المتّقين .
ياد خدا خوى پرهيزگاران است .
5164
ذاكر اللّه من الفائزين .
ياد كنندهء خدا از فيروزى يا بندگان است .
5165
ذكر اللّه جلاء الصّدور وطمأنينة القلوب .
ياد خدا جلاى « 1 » سينهها وآرام دلهاست .
5166
ذكر اللّه قوت النّفوس ومجالسة المحبوب .
ياد خدا قوت نفسها وهمنشينى دوست است « قوت » بضمّ قاف وسكون واو وتاى دو نقطهء بالا آن چيزيست از خوردنى كه بآن بر پاى مىايستد بدن آدمي وباقي مىماند ، ومراد اينست كه : چنانكه بخوردنى بر پاى مىايستند بدنها ، بذكر خدا بر پاى مىايستند نفسها . وظاهر اين عبارت تجرّد نفس است ومراد به « دوست » همانا « 2 » حق تعالى است ومراد اينست كه ذكر حق تعالى بمنزلهء همنشينى با اوست تعالى شأنه .
5167
ذكر اللّه ينير البصائر ويونس الضّمائر .
ياد خدا روشن مىگرداند بصيرتها وبينائيها را ، وانس مىدهد ضميرها را « ضمير » چيزيست كه در نفس در آيد ومراد در اينجا محلّ آنست كه نفس باشد يعنى أنس وآرام مىدهد نفسها را بحقّ تعالى .
هامش
( 1 ) « جلاء » بكسر جيم ومدّ آخر بمعنى سرمه است كه چشم را روشنائى بخشد واز اين قبيل است جلاء القلوب وجلاء العيون وجلاء الابصار ونظائر آن ، امّا جلاء بفتح جيم ومدّ آخر مصدر است بمعنى نفى از بلد واخراج از شهر يقال : جلوته عن البلد جلاء اى نفيته عنه وأبعدته .
( 2 ) در نسخهء أصل ، « همان » .