روز بازگشت . مراد اينست كه همين احسان ببندگان توشهء باشد از براي أو جهت روز بازگشت .
5956
طوبى لمن تجلبب بالقنوع وتجنّب الاسراف .
خوشا از براي كسى كه پيراهن خود كند خشنودى بنصيب وقسمت خود را ، ودورى گزيند از اسراف . « پيراهن خود كند » يعنى همواره آن را با خود دارد مانند پيراهن كه همراه است با آدمي .
5957
طوبى لمن تحلّى بالعفاف ورضى بالكفاف .
خوشا از براي كسى كه زينت يابد بپرهيزگارى ، وراضى شود بكفاف .
« كفاف » قدرى از روزى را گويند كه بآن ميانه روى توان كرد وبا آن بىنياز از مردم توان بود .
5958
طوبى لمن كذّب مناه وأخرب دنياه لعمارة اخراه .
خوشا از براي كسى كه دروغ شمارد آرزوى خود را ، وخراب كند دنياي خود را از براي آباد كردن آخرت خود . « دروغ شمارد آرزوى خود را » يعنى باطل داند آنرا يا اين كه وعدههاى آن را دروغ داند وفريب آن نخورد . وممكن است كه « كذّب مناه » بمعنى « كذّب عن مناه » « 1 » باشد وترجمه اين باشد كه : خوشا از براي كسى كه باز ايستد از آرزوهاى خود .
5959
طوبى لمن أطاع محمود تقواه ، وعصى مذموم هواه .
خوشا از براي كسى كه فرمان برد پرهيزگارى ستودهء خود را ، ونافرمانى كند خواهش نكوهيدهء خود را . مراد به « فرمان بردن پرهيزگارى ستودهء خود » اينست كه پرهيزگار گردد وأطاعت پرهيزگارى خود كند كه ستوده شده است .
هامش
( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « كذّب عن أمر از ارادهء آن باز ايستاد » .