خود ، يا از شهرتها وخواهشها كه خوانندهاند مردم را بسوى لذّتها . ومراد به « خداوند بودن » و « هلاك شونده بودن » در شرح فقرهء سابق مذكور شد .
5931
ضبط النّفس عند حادث الغضب يؤمن مواقع العطب .
نگاهداشتن نفس نزد خشمى كه پديد آيد أيمن مىسازد از جايگاههاى هلاكت يعنى زيان وخسران .
5932
ضبط النّفس عند الرّغب والرّهب من أفضل الأدب .
نگاهداشتن نفس نزد خواهش وترس از افزونترين ادبهاست . مراد به « نگاهداشتن نفس نزد خواهش » ظاهرست ، ومراد به « نگاهداشتن آن نزد ترس » اينست كه هر گاه أو را ترس وبيمى باشد از آنچه مأمور شده باشد بآن مثل جهاد نگاهدارد أو را ونگذارد كه آن ترس مانع أو شود از آن .
5933
ضاربوا عن دينكم بالظّبى « 1 » ، وصلوا السّيوف بالخطا ، وانتصروا باللّه تظفروا وتنصروا .
بزنيد از دين خود بتنديهاى شمشيرها يا دمهاى آنها ، وپيوند كنيد شمشيرها را بگامها ، وطلب يارى كنيد از خدا تا اين كه فيروزى يابيد ويارى كرده شويد . مراد تحريص بر جهادست و « از دين خود » يعنى از جانب دين خود از براي حفظ آن وتقويت آن . و « پيوند كنيد شمشيرها را بگامها » يعنى در وقت شمشير زدن گامى پيش گذاريد كه آن اضافهء طول شمشير شود ووصل شود بآن ، وظاهر اينست كه اين از براي اينست كه بخاطر جمع شمشير بدشمن برسد ونارسائى نكند يا از براي
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « ظبي جمع ظبه است وبعضي از أهل لغت گفتهاند كه :
ظبهء شمشير حدّ آنست وبعضي گفتهاند كه : طرف آنست وظاهر اينست كه مراد به « طرف آن » طرف دم آن باشد كه تندست ومراد به « حدّ » بنا بر اين تندى آن مىتواند بود وطرف آن نيز مىتواند بود همان طرف دم كه مذكور شد ( منه ) » .