5767
شيئان لا تسلم عاقبتهما ، الظّلم والشّرّ .
دو چيزست كه سالم نيست عاقبت آنها ، ستم وشرّ . پوشيده نيست كه « شرّ » بمعنى بدى است وبنا بر اين شامل ستم هم باشد وستم را با آن دو چيز گرفتن ناخوش است پس ظاهر اينست كه مراد در اينجا بد ذاتي باشد وبا مردم بد بودن وفتنه كردن ميان ايشان ورشك وكينهء ايشان را داشتن ومانند اينها . ودر بعضي نسخهها بجاى « الشّر » « الشره » است وبنا بر اين ترجمهء آن بجاى « شرّ » « شره » است يعنى غلبهء حرص « 1 » ، واين محتاج بتكلفى نيست .
5768
شيئان لا تبلغ غايتهما ، العلم والعقل .
دو چيزست كه رسيده نمىشود نهايت آنها ، علم وعقل ، يعنى كسى بنهايت مرتبهء فضل وافزونى آنها نمىتواند رسيد وهر فضلى كه از براي آنها قرار دهد زيادة بر آنند ، يا اين كه كسى بنهايت آنها نمىتواند رسيد وبهر مرتبهء از آنها كه برسد بالاتر از آن نيز باشد .
5769
شيئان لا يوزن ثوابهما ، العفو والعدل .
دو چيزست كه سنجيده نمىشود ثواب آنها ، عفو وعدل ، يعنى ثواب عفو يعنى در گذشتن از گناه كسى ، وعدل پادشاه وساير حكام زيادة از آنست كه توان سنجيد ومقدار آنرا توان دانست .
5770
شيئان هما ملاك الدّين ، الصّدق واليقين .
دو چيزست كه آنها ملاك دينند ، راستى ويقين . « ملاك دينند » يعنى دين به آنها برپاست وبه آنها مالك دين مىتوان شد ، ومراد به « راستى » راستى در هر باب است ، وبه « يقين » يقين بعقايديست كه يقين به آنها بايد .
5771
شيئان لا يواز نهما عمل ، حسن الورع ، والاحسان إلى المؤمنين .
هامش
( 1 ) بنا بر اين از دو مادّهء متغاير خواهند بود زيرا اوّلى از « ش ر ر » است كه مضاعف است ودوّم از « ش ر ه » است كه صحيح است .