5657
شكر النّعم عصمة من النّقم .
شكر نعمتها نگاهداريى است از عقوبتها ، يعنى نگاهدارنده است از آنها ، آن چنان كه گويا عين نگاهدارى از آنها شده « 1 » .
5658
شكر الاله يدرّ النّعم .
شكر خداى معبود روان مىسازد نعمتها را .
5659
شكر النّعمة يقضى بمزيدها ويوجب تجديدها .
شكر نعمت حكم ميكند بزيادتى آن وواجب مىسازد تازه گردانيدن آنرا ، يعنى سبب زيادتى آن نعمتي كه داده شده مىگردد وباعث تازه گردانيدن نعمتهاى ديگر نيز مىشود ، وممكن است كه مراد به « تازه گردانيدن آن » همان زياد گردانيدن آن باشد چه زيادتى تازه ايست كه داده مىشود وبنا بر اين تأكيد سابق خواهد بود .
5660
شكر النّعمة أمان من تحويلها وكفيل بتأييدها .
شكر نعمت ايمنى است از تغيير دادن آن ، ودر عهده گيرنده ايست دوام وپايندگى آن را .
5661
شكر المؤمن يظهر في عمله .
شكر مؤمن ظاهر مىشود در عمل أو ، چه طاعات وعبادات أو همه شكريست كه بدل وزبان وأركان از أو بعمل آيد .
5662
شكر المنافق لا يتجاوز لسانه .
شكر منافق در نمىگذرد از زبان أو ، يعنى همين بزبان شكري مىگويد وشكر أو
هامش
( 1 ) يعنى براي مبالغه مصدر بجاى مشتقّ گذاشته شده است از قبيل « زيد عدل » اى عادل ، ونعت بمصدر از قواعد مسلمهء معروفه در لغت عرب وثابته در علم نحو است ، ابن مالك در باب نعت از ألفيه گفته ،« ونعتوا بمصدر كثيرا * فالتزموا الافراد والتذكيرا »