وعيال وغير ايشان يا تنگ گرفتن اثر ميكند در زياد شدن روزى أو وكم شدن آن ، پس هر گاه قصد وهمت أو توسعه باشد وسعت دهد حق تعالى أو را وزياد شود روزى أو ، وهر گاه قصد وهمت أو تنگگيرى باشد كم شود آن وتنگ گيرد خداى عزّ وجلّ نيز بر أو .
5428
ربّ المعروف أحسن من ابتدائه .
پروردن احسان بهترست از ابتدأ كردن آن ، يعنى كسى كه احسانى بكسى كرده باشد باز تربيت كردن آن احسان بدايم داشتن احسان باو هر گاه باز محتاج بآن باشد نيكوترست از ابتدأ كردن احسان بديگرى ، زيرا كه كسى كه احسانى ديده متوقّع ومنتظر احسان ديگر باشد وهر گاه نشود بسيار بر أو گران نمايد وغمگين گردد ، بخلاف كسى كه هنوز احسانى باو نشده باشد كه أو را چنان توقّع وانتظارى نباشد ، وهر گاه باو نشود بآن سبب أو را حزنى واندوهى حاصل نگردد .
5429
رفق المرء وسخاؤه يحبّبه إلى أعدائه .
نرمى كردن مرد وسخاوت أو دوست مىگرداند أو را بسوى دشمنان أو .
5430
رحمة من لا يرحم تمنع الرّحمة ، واستبقاء من لا يبقى يهلك الأمة .
رحم كردن كسى كه رحم نمىكند منع ميكند رحمت را ، وباقي گذاشتن كسى كه باقي نمىگذارد هلاك ميكند أمت را . « منع ميكند رحمت را » يعنى رحمت خدا را از آن رحم كننده ، و « امّت » جمعى را گويند كه پيغمبرى بر ايشان نازل شده باشد وهر گروهى را ، ومراد اينست كه : ظالمي كه مردم را باقي نگذارد أو را باقي نبايد گذاشت ودفع بايد كرد واگر نه گاه باشد كه أو هلاك كند گروهى را ، يا اين كه باقي گذاشتن چنين كسى گاه باشد كه سبب غضب حق تعالى گردد واين كه هلاك گرداند