1935
الاسلام هو التّسليم ، والتّسليم هو اليقين ، واليقين هو التّصديق ، والتّصديق هو الاقرار ، والاقرار هو الأداء . والأداء هو العمل .
اسلام يعنى مسلمانى آن تسليم است ، يعنى قبول داشتن ، وتسليم يقين است ، يعنى بعد از يقين كه علم درست باشد بهم رسد ، ويقين تصديق است ، يعنى اعتقاد بصدق وحقّيّت چيزى ، ومراد اينجا تصديق بحقّيّت خدا ورسول اوست صلّى اللّه عليه وآله ، وتصديق اقرار است ، يعنى لازم دارد اقرار واعتراف را ، واقرار اداست يعنى اداى فرمانهاى ايشان وبجا آوردن آنها و « ادا عمل است » يعنى كردن طاعات وعبادات ، وغرض اين است كه اسلام بي كردن طاعات وعبادات نشود ، پس اگر عمل جزء اسلام وايمان باشد چنانكه قبل أزين مذكور شد كه از أحاديث بسيار ظاهر مىشود اشكالى نيست .
واگر گوئيم كه عمل در اسلام وايمان معتبر نيست بلكه آنها مجرّد اعتقاد بدل واقرار بزبان است ، وعمل واجب عليحده است ، چنانكه مشهور ميانهء علماء است ، بايد كه محمول شود اين بر اسلام كامل ، وقرينه بر اين اين كه بعضي دعاوى مذكوره مثل دعوى اين كه اقرار اداست در أصل آنها خالى از اشكالى نيست بخلاف اين كه بر كامل آنها حمل شود .
1936
العاقل إذا علم عمل وإذا عمل اخلص وإذا اخلص اعتزل .
عاقل هر گاه بداند چيزى را عمل ميكند ، وهرگاه عمل كند خالص مىگرداند يعنى پاك مىگرداند آن را از آميختگى بأغراض دنيويّه ، وهر گاه خالص گرداند گوشهء گيرد ، وقبل از اين مذكور شد كه مراد « گوشه گرفتن از مردم بد است ، واختلاط زياد نكردن با مردم نه گوشه گرفتن بالكلّيّه وترك اختلاط همهء مردم » زيرا كه آن شرعا محمود نيست واختلاط مؤمنان با يكديگر وتردّد با هم بحسب