1815
المروءة اجتناب الرّجل ما يشينه واكتسابه ما يزينه .
مروّت يعنى مردى يا آدميّت احتراز ودورى كردن مرد است از آنچه ننگ وعيب أو باشد ، وكسب كردن اوست آنچه را زينت دهد أو را وسبب آرايش أو باشد .
1816
الرّفيق في دنياه كالرّفيق في دينه .
رفيق وهمراه كسى در دنياي أو مثل رفيق اوست در دين أو ، چنانكه رعايت وأعانت رفيق در دين در كار است أعانت ورعايت رفيق در دنيا نيز در كار است ، وچنانكه رفيق در دين را بايد كه از مردم خوب گرفت رفيق در دنيا را نيز بايد كه از خوبان گرفت تا خوبى أو نيز در اين كس اثر كند وبدى أو باين كس سرايت نكند زيرا كه كم است كه اخلاق وافعال رفيق در رفيق ديگر سرايت نكند .
1817
الغنى باللّه أعظم الغنى .
توانگرى بخدا يعنى بتوكّل برخدا واعتماد بر أو در هر باب عظيمترين توانگرى است .
1818
الغنى بغير اللّه أعظم الفقر والشّقاء .
توانگرى بغير خدا عظيمترين پريشانى وبدبختى است .
1819
العلم أكثر من أن يحاط به فخذوا من كلّ علم أحسنه .
علم بيشتر است از اين كه احاطه بآن توان كرد وتمام آنرا توان فرا گرفت پس فرا گيريد از هر علمي نيكوتر آنرا ، يعنى قدرى را كه ضرورتر باشد وفايدهء آن بيشتر باشد .
1820
السّخاء والّشجاعة غرائز شريفة يضعها اللّه سبحانه فيمن أحبّه وامتحنه .
سخاوت وشجاعت خويهاى بلند مرتبهايست كه مىگذارد آنها را خدا كه پاك