تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

1811

الدّهر يخلق الأبدان ويجدّد الا مال ويدنى المنيّة ويباعد الامنيّة . روزگار كهنه ميكند بدنها را ، وتازه ميكند اميدها را ، ونزديك مىگرداند مرگ را ، ودور مىگرداند آرزو را ، كهنه شدن بدنها بمرور روزگار ظاهر است وهمچنين تازه شدن اميدها ، زيرا كه آدمي هر چندى اميد تازهء بهم رساند بلكه هر چند پيرتر شود اميد أو بيشتر گردد ، و « نزديك شدن مرگ نيز بمرور روزگار » ظاهر است و « دور شدن آرزو » باعتبار اين است كه هر چند آدمي پيرتر شود آرزوهاى أو دور ودرازتر شود .

1812

أواخر مصادر التّوقّى أوائل موارد الحذر . آخرهاى جايگاههاى توقّى يعنى خود را نگاه داشتن وحفظ كردن اوّلهاى مكانهاى ورود ونزول حذر واحتراز است يعنى آدمي بايد كه كارى كه خواهد بكند فكر وتأمّل كند در عاقبت آن ومفسده‌هاى آخر آن كار را كه به آنها كه رسد جهت حفظ ونگاهداشتن خود از آنجا بر گردد در اوّل فكر بخاطر رساند ومحلّ ورود ونزول حذر واحتراز سازد وحاصل اين كه مفسده‌هاى آخرى كه بر آن كار مترتّب مىشود در اوّل بخاطر آورد واز آنها حذر نمايد واز آن كار دورى جويد .

1813

العاقل إذا سكت فكر وإذا نطق ذكر وإذا نظر اعتبر . عاقل هر گاه خاموش شود فكر كند ، وهر گاه گويا شود ذكر خدا كند ، وهرگاه نگاه كند عبرت گيرد يعنى از آن پند گيرد وپى بأسرار ودقايق برد .

1814

الدّاعى بلا عمل كالقوس بلا وتر . دعا كننده بي عمل صالح همچو كمان بىزه است يعنى بر دعاى أو أثرى مترتّب نشود .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 55 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)