تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

2415

اومر بالمعروف تكن من أهله وانكر المنكر بيدك ولسانك وباين من فعله بجهدك « 1 » . امر كن بنيكوئى تا بوده باشى از أهل آن ، ومنع كن از بدى بدست خود وزبان خود ، وجدائى كن از كردن بدى بقدر طاقت خود « 2 » ، وممكن است كه « من فعله » بفتح ميم وصيغهء ماضي ( يعنى « من فعله » ) خوانده شود وبنا بر اين ترجمه اين است كه جدائى كن از كسى كه كرده باشد آن را بقدر طاقت خود ، يعنى جدائى كن از أو بقدر طاقت خود .

2416

اجتنب مصاحبة الكذّاب فان اضطررت اليه فلا تصدّقه ولا تعلمه انّك تكذّبه فانّه ينتقل عن ودّك ولا ينتقل عن طبعه . كناره كن از مصاحبت بسيار دروغگو پس اگر مضطرب شوى بسوى آن پس تصديق مكن آن را واعلام مكن أو را اين كه تو تكذيب أو ميكنى پس بدرستى كه أو بر مىگردد از دوستى تو وبر نمىگردد از خوى خود كه دروغگوئى است .

2417

أحسن رعاية الحرمات واقبل على أهل المروءات فانّ رعاية الحرمات تدلّ على كرم الشّيمة والاقبال على ذوى المروءات يعرب عن شرف الهمّة . نيكو كن رعايت حرمتها را يعنى آنچه را حرمت آن را بايد نگاه داشت وقيام بآن بايد كرد ورو بياور بر أهل مروّات يعنى بر صاحبان مردى يا آدميّت پس
هامش
( 1 ) در همين نزديكى گذشت كه شارح ( ره ) كلمهء « جهد » را در اين قبيل موارد بفتح ضبط ميكند ودر كتب لغت در اين كلمه بسط وتفصيلي داده‌اند هر كه طالب باشد مراجعه كند . ( 2 ) از اينجا يعنى از عبارت « وممكن است » تا آخر فقط در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار است .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 214 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)