تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

2112

المروءة العدل في الأمرة والعفو مع القدرة والمواساة في العشرة . مروّت يعنى مردى يا آدميّت دادگرى است در حكومت وامارت ، ودر گذشتن است با توانائى انتقام ، ومواسات است در معاشرت ، يعنى با هر كه معاشرت ومصاحبت كند و « مواسات با كسى » رسانيدن مال است باو وأو را با خود برابر دانستن در آن . وبعضي گفته‌اند كه اين وقتي است كه از كفاف خود بدهد كه اگر از زيادة از كفاف خود بدهد آن را « مواسات » نگويند وبعضي گفته‌اند كه برابر دانستن اوست با خود در أموال خود وروا داشتن اين كه أو تصرّف كند در آنها مانند تصرّف أو ، ودر بعضي نسخه‌ها : « العسرة » بضمّ عين وسين بي نقطه واقع شده وبنا بر اين ترجمه اين است كه ومواسات است در درويشى يعنى مواسات نمودن با وجود درويشى وتنگدستى يا مواسات در وقت درويشى وپريشانى آنكه مواسات با أو مىشود .

2113

الذّلّ بعد العزل يوازى عزّ الولاية . خوارى بعد از عزل برابر است با عزّت امارت پس باميد آن عزّت تلاش امارت نتوان كرد زيرا كه خوارى عزل نيز در عقب آن است وبرابر است با آن .

2114

الحازم من شكر النّعمة مقبلة وصبر عنها وسلاها مولّية مدبرة . دورانديش كسى است كه شكر كند نعمت را در حالي كه بياورد ، وصبر كند از آن وفراموش كند آنرا در حالي كه برگردد وپشت گرداند ، مراد به « فراموش كردن » اين است كه خواهش آن را از خود زايل كند وبسبب رو گردانيدن آن اندوهگين نباشد .

2115

المتعدّى كثير الأضداد والأعداء . ستمكار تجاوز كننده از حدّ بسيار دشمنان واعداست يعنى دشمنان واعداى أو بسيارند .