تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

2098

الطّمع مورد غير مصدر وضامن غير موف . طمع وارد سازنده است غير برگرداننده وضامن شونده است غير وفا كننده يعنى خفّت وذلّت ورنج وتعب بر صاحب خود وارد سازد وچيزى از آنها را بر نگرداند يا اخراجات بر اين كس وارد سازد وچيزى از اخراجات ومؤنات را برنگرداند وضامن شود كه از براي اين كس نفعي حاصل كند امّا وفا بآن نكند وضرر آن بيش از نفع آن باشد .

2099

العقل صاحب جيش الرّحمن ، والهوى قائد جيش الشّيطان ، والنّفس متجاذبة بينهما فأيّهما غلب كانت في حيّزه . عقل سردار لشكر پروردگار است ، وهوى وخواهش كشندهء لشكر شيطان ، ونفس كشيده شوندهء ميانهء ايشان ، پس هر يك از ايشان غالب شوند نفس خواهد بود در جايگاه آن .

2100

العقل والّشهوة ضدّان ومؤيّد العقل العلم ومزيّن الشّهوة الهوى ، والنّفس متنازعة بينهما فأيّهما قهر كانت في جانبه . عقل وخواهش دو دشمن‌اند با يكديگر ، ويارى دهندهء عقل علم است وآرايش دهندهء خواهش آرزو وهوس ، ونفس نزاع كرده شده است بر سر آن ميانهء آنها پس هر كدام از ايشان غلبه كند بر ديگرى خواهد بود نفس در طرف أو .

2101

السّيّد من لا يصانع ولا يخادع ، ولا تغرّه المطامع . بزرگ ومهتر كسى شود كه بصنعت وپيشه كار نكند « 1 » وفريب ندهد مردم را وفريب ندهد أو را طمعها ، وممكن است كه « يصانع » بمعنى آن باشد كه رشوه
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار معنى چنين نوشته شده است : « بزرگ ومهتر كسى است كه مداهنه ومدارا نكند وفريب ندهد مردم را »
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 137 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)