تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بدل ، واگر گويد گويد ببيان ، يعنى فصاحت وزبان آورى ، يعنى آدمي سنجيده مىشود بدو پارچهء گوشت كوچك خود ، كه آن دل وزبان اوست واين مثلي است شايع ميانهء عرب ، يعنى قدر وقيمت هر كس باين دو تا ظاهر مىشود اگر جنگ كند وقتي كند كه دل أو قوى باشد واگر گويا شود بفصاحت وزبان آورى ، وعمده‌تر از اين دو صفت در آدمي نباشد ، پس عمدهء فضائل أو باين دو پارچهء گوشت است .

2090

النّعمة موصولة بالّشكر والشّكر موصول بالمزيد وهما مقرونان في قرن فلن ينقطع المزيد من اللّه سبحانه حتّى ينقطع الّشكر من الّشاكر . نعمت پيوسته است بشكر وشكر پيوسته است بزيادتى وهر دو همراه‌اند در يك شاخ پس بريده نمىشود زيادتى از خداى - كه پاك است أو - تا اين كه بريده شود شكر از شكر كننده ، مراد باين كه « نعمت پيوسته است بشكر » اين است كه در برابر نعمت شكر بايد ، وهر كه را عقلي باشد البتّه بازاى آن شكر كند ، يا اين كه بقاى آن پيوسته است بشكر واگر شكر آن نشود زايل گردد وشكر پيوسته است بزيادتى يعنى سبب زيادتى نعمت گردد چنانكه در قرآن مجيد تصريح بآن شده .

2091

الذّكر ليس من مراسم اللّسان ولا من مناسم الفكر ولكنّه اوّل من المذكور وثان من الذّكر . ياد نيست از وظيفه‌هاى زبان ونه از مذهبهاى فكر وليكن آن اوّلى است از ياد كرده شده ودوّمى است از ياد كننده يعنى چنين نيست كه ذكر وظيفهء زبان باشد ونتواند زبان كه ذكر نكند واين در ذكر زبانى است ، ونه اين كه از مذهبهاى فكر فكر وانديشه باشد والبتّه آنها باين راه روند ونتوانند كه باين راه نروند واين در
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 134 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)