مردگان در قبرهايشان به ديدار يك ديگر رفته و همديگر را به قيام قائم - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - بشارت مىدهند .
( 1 ) و فرمود : پسر هند جگرخوار ( سفيانى ) از بيابان يابس ( خشكى ) بيرون مىآيد ، او مردى متوسط القامه ، صورتش وحشتناك و سرش ضخيم و آبلهرو است . اگر او را ببينى خيال مىكنى كه يك چشمى است . اسمش عثمان و پدرش عنبسه و او از اولاد ابو سفيان است . او خروج مىكند و به زمين آرام مىآيد « 1 » و بر منبر آن مىنشيند « 2 » .
و فرمود : هنگامى كه در شام دو نيزه ( دو نفر مدعى حكومت ) رو در رو و به جان هم افتادند ، آن علامتى از علائم الهى است .
سؤال شد بعد از آن چه مىشود ؟ فرمود : چنان اضطراب و شورشى در شام واقع مىشود كه در آن صد هزار نفر به هلاكت مىرسند و اين را خداوند ، رحمت براى مؤمنان و كيفرى براى بىدينان قرار مىدهد . وقتى آن روز فرا رسيد ، خواهيد ديد كه سواران ( ترك ) با اسبهاى « براذين » با نيروى كافى و پرچمهاى زرد از سمت مغرب مىآيند تا به شام مىرسند . وقتى اين چنين شد ، منتظر باشيد كه در يكى از دهات شام به نام « حرستا » به زمين فرو مىرود و چون اين نيز عملى شد ، منتظر آمدن فرزند هند جگرخوار ( سفيانى ) باشيد كه از يابس ( بيابان خشك ) بيرون خواهد آمد « 3 » .
و فرمود : بر شما آشوبهاى تاريك و روزگار مبهم ، سايه مىافكند و آن را در پيش داريد كه جز « نومه » كسى از آن ماجرا نجات نمىيابد .
عرض كردند : « نومه » كيست ؟
هامش
( 1 ) علامهء مجلسى مىگويد : زمين آرام ( ارض ذات قرار ) كوفه يا نجف است ؛ چنانچه در اخبار ، به اين دو شهر تفسير شده است .
( 2 ) بحار : 52 / 205 ، حديث 36 .
( 3 ) بحار : 52 / 216 ، حديث 73 . كتاب غيبت شيخ طوسى : ص 277 .