تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
براى او بسيار مهمان وارد مىشد . روزى چند مهمان براى او آمد و او چيزى نداشت كه به آنان بخوراند ، با خودش گفت اگر چوبهاى خانه را به نجار بفروشم او از آنها بت مىسازد . پس اين كار را انجام نداد . بعد از اينكه مهمانها را در اطاق مهمانى جا داد ، بيرون آمد و با خود لنگى داشت و دو ركعت نماز خواند . وقتى كه از نماز فارغ شد ، ديد لنگ نيست فهميد كه خداوند وسيلهء برآورده شدن نيازش را آماده كرده است ، آمد و وقتى كه وارد خانه شد ، ديد « ساره » در حال غذا پختن است ، پرسيد : اينها را از كجا آورده‌اى ؟ ساره گفت : چيزى است كه خودت توسط مردى فرستاده‌اى . خداوند متعال به جبرئيل دستور داد شنها و سنگهاى محل نماز ابراهيم - عليه السّلام - را بردارد و در لنگش قرار دهد ، پس خداوند شنها و سنگهاى گرد را شلغم و سنگهاى مستطيل را به هويج تبديل نمود . و براى پيامبر و خاندانش چندين بار مثل اين معجزات رخ داد ، چنانچه قبلا گفته شد ، وقتى كه ابراهيم - عليه السّلام - را در آتش انداختند ، آتش براى او خنك و سالم گرديد . موسى بن جعفر - عليه السّلام - هم با لباس خود ميان آتش نشست ولى او را نسوزاند . ( 1 ) ابراهيم - عليه السّلام - گفت :
إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي
« 1 » اين جمله را وقتى گفت كه از ظلم نمرود به سوى بيت المقدس مىرفت . همسرش ساره را به خاطر غيرتش در صندوقى قرار داد ، وقتى كه از نزد مرزبان پادشاه قبط مىگذشت ، مرزبان گفت : نمىگذارم از اينجا بگذرى مگر اينكه صندوق را باز كنى . ابراهيم - عليه السّلام - آن را باز كرد . و ساره خيلى زيبا بود . مرزبان اين خبر را به پادشاه داد . پادشاه گفت : او را با صندوق اينجا بياوريد . وقتى كه ابراهيم - عليه السّلام - بر پادشاه وارد شد ، پادشاه گفت : صندوق را باز كن . ابراهيم - عليه السّلام - گفت : در ميان آن حرم من وجود دارد . آنچه با خود دارم به تو مىدهم تا آن را باز نكنى ، ولى پادشاه نپذيرفت و آن را باز كرد ، وقتى كه
هامش
( 1 ) يعنى : « من به سوى خدايم مىروم » ، ( سورهء صافات ، آيهء 99 ) .