تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
آنچه كه از اذيت بر تو وارد مىشود صبر كن تا فردا آن دوست را ملاقات كنى . كسى را نديدم كه بهتر از شما از عهدهء امتحان خدا در آيد و ثوابش از شما بيشتر و مقامش از شما رفيع‌تر باشد من مىدانم ديروز چه چيزى به ياران تو از جانب بنى اسرائيل رسيد و آنها شايعه پراكنى كردند و آنان را با چوب به صليب كشيدند . پس اگر اين صورت جداشونده و فاصله‌گيرنده از تو ، مىدانستند كه خدا چگونه براى آنها عذاب آماده كرده و بر آنان غضب نموده ، كوتاه مىآمدند و اگر اين صورتهايى كه با تو ملايم هستند بدانند كه چقدر ثواب در پيروى تو مىباشد ، آرزو مىكردند كه در راه تو با مقراض قطعه قطعه مىشدند . و عليك السّلام يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته . راوى مىگويد : آنگاه كوه به هم آمد و امير مؤمنان به جنگ رفت . عمار ياسر و مالك اشتر و هاشم بن عتبه و ابو ايّوب انصارى و قيس انصارى و عمرو بن حمق خزاعى و عبادة بن صامت در مورد آن مرد از على - عليه السّلام - پرسيدند . حضرت فرمود : او شمعون بن حمّون الصفا جانشين حضرت عيسى بود و آنان گفتگوى آن حضرت را با او شنيدند و بينش آنان در مجاهده همراه آن حضرت زياد گرديد . عبادة بن صامت و ابو ايوب انصارى به ايشان گفتند : پدر و مادرمان فداى تو باد اى امير مؤمنان ! به خدا سوگند ! تو را يارى مىكنيم همچنان كه برادرت رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - را يارى كرديم و هر كس از مهاجر و انصار از يارى تو تخلف كردند ، بدبخت و شقاوتمند شدند . پس حضرت هم براى آن دو دعاى خير كرد « 1 » .

پيش‌بينى دقيق و شگفت‌انگيز على ( ع )

( 1 ) 36 - سويد بن غفله مىگويد : نزد على - عليه السّلام - بودم كه مردى آمد و گفت : از واد القرى آمدم و خالد بن عرفطه مرد . حضرت فرمود : او نمرده است . آن
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 6 / 238 ، حديث 58 .