شما افزون گردد .
حضرت فرمود : راست گفتى . اگر خيال مىكنيد كه اين ديوارها مانع ديدن ما مىشوند چنانچه مانع ديدن شما مىگردند ، پس بين ما و شما چه فرقى هست .
ديگر از اين كارها نكن « 1 » .
امام باقر ( ع ) و حبّابهء والبيّه
( 1 ) 3 - حبّابهء والبيّه بر امام باقر - عليه السّلام - وارد شد . حضرت به او گفت : چرا دير نزد ما آمدى ؟
گفت : مقدارى از موى فرق سرم سفيد شده و مرا ناراحت كرده است .
حضرت فرمود : آن را نشان بده . آنگاه دست مباركش را بر آن كشيد ، موهاى سفيد ، سياه شدند . سپس فرمود : براى او آينه بياوريد . در آينه نگاه كرد و ديد كه همه موهايش سياه شده است « 2 » .
پيشگوئى امام باقر ( ع ) در بارهء حكومت بنى عبّاس
( 2 ) 4 - ابو بصير نقل مىكند : با امام باقر - عليه السّلام - در مسجد رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - نشسته بوديم ( هنگامى كه امام سجّاد - عليه السّلام - در قيد حيات بود و هنوز حكومت به بنى عباس منتقل نشده بود ) دوانيقى و داود بن سليمان ، وارد مسجد شدند ، داود نزد امام نشست ولى دوانيقى نيامد . حضرت فرمود : چرا او نيامد ؟
داود گفت : او چنين خصلتى دارد و ادب را رعايت نمىكند .
امام فرمود : روزگار زيادى نمىگذرد كه اين مرد ، بر مردم مسلط مىشود و گردن بزرگان را مىشكند و شرق و غرب را مالك مىشود . و عمر او طولانى مىشود تا اينكه آنقدر از ذخاير عالم ، جمع مىكند كه قبل از او كسى چنين نكرده است .
هامش
( 1 ) بحار : 46 / 248 ، حديث 40 .
( 2 ) بحار : 46 / 237 ، حديث 40 .