عليه السّلام پرسيدم : مردى با زنى ازدواج كرده و مهريّهء او را بوستانى كه درآمد بسيار دارد قرار داده و چند سال گذشته و با وى عروسى ننموده و بعد او را طلاق داده حكم مهرش چيست ؟ فرمود : نيمى از درآمد بوستان در اين مدّت و نيمى از قيمت بوستان را به زوجه دهد مگر اينكه زن خود ببخشد ، و اگر نوعى صلح كنند و رضايت دهند به تقوى نزديكتر خواهد بود .
4492 - اسحاق بن عمّار گويد : از موسى بن جعفر عليهما السّلام پرسيدم :
مردى زنى را براى خويش تزويج كرد و صداق او غلام خود و زوجهء غلام كه كنيز وى بود قرار داد و هر دو را بتصرّف زن داد ، و بعد زوجهء غلام فوت شد و مرد هنوز با زن نزديكى نكرده او را طلاق داد ، حكم مهريّه چيست ؟ فرمود اگر در روز تزويج وى زن را ، كنيز را تقويم كرده و قيمت را معلوم داشته ، پس غلام را قيمت كند و بنگرد از مبلغ مهر چقدر باقى مانده زن آن مقدار را بزوج باز مىگرداند و شوهر نيم آنچه به او بازگشته بزوجهء مطلقهء خود باز مىدهد .
شرح : « ظاهر خبر آنست كه غلام از آن هر دو است و كنيز وفات يافته از مال هر دو » .
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٤