تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
آيد ديهء آن ثلث ديهء ساعد است سى و سه دينار و ثلث دينار ، و اين خود ثلث ديهء آن عضو است كه ساعد در آنست . و ديهء مچ و قوزك دست اگر بشكند و خرد شود و بعد اصلاح گردد بدون فلج و عيب ، يك صد و شصت و شش دينار و دو سوّم دينار . ( و خليل بن احمد ( فراهيدى ) : گويد : رسغ : مفصّل ميان ساعد و كف دست است ، و ( محمد بن عبد الله ) تيرانى در كتاب « خلق الانسان » گويد : رسغ گردن دست [ مچ ] و جمع آن أرساغ است ) . و كف دست هر گاه بشكند و اصلاح پذيرد بدون كجى و عيب ، ديه اش يك پنجم ديهء دست است ، يك صد دينار ، و اگر از مچ در رود و جدا شود ، ديه اش يك سوّم ديهء دست است ، يك صد و شصت و شش دينار و دو ثلث دينار ، « 1 » و در موضحهء آن ( يعنى بريدگى كه به استخوان رسد و استخوان آشكار شده ) يك چهارم ديهء شكستن آنست ، بيست و پنج دينار ، و در منقّلهء ( استخوان شكسته از جاى خود در آيد ) آن يك صد و هفتاد و هشت دينار ، نيم ديهء شكستن آن خواهد بود . مترجم گويد : « اين رقم اشتباه شده بقرينهء » نيم ديهء كسر « چون ديهء كسر و شكستن يك صد دينار گفته شد ، و نيم آن پنجاه دينار مىشود ، و در كافى نيز پنجاه دينار
هامش
« 1 » چون مشهور ديهء آن را دو ثلث ديه دست گفته‌اند ، لذا بايد حمل بموردى شود كه به كف دست جز دررفتگى صدمه اى ديگر نخورده باشد .