فروختن گندمى كه هنوز هنگام دروى آن نشده به مقدارى از خود همان گندم كه آن را « محاقله » گويند و ظاهرا راوى كه گفته است يعنى فروختن خرماى خشك به خرماى تازه اشتباه كرده است و معنا همانست كه ذكر شد و بعلاوه رطب را ميتوان بر درخت فروخت و بجاى آن نقد خرماى خشك شده گرفت ، ولى به عكس آن مرسوم نيست « و نيز نهى فرمود : از مبادلهء كشمش با انگور و آنچه مانند اينها است .
و نهى فرمود از فروش تختهء نرد و از اينكه مسكر را بخرد و يا آنكه به ديگران بخوراند ، و فرمود : خداوند لعن كرده است شراب را و كسى كه كارندهء درخت آن بدين قصد است ، و سازندهء شراب ، و خورندهء آن و خورانندهء آن و هم فروشنده و خريدار آن را ، و خورندهء قيمت آن را ، و باربر و تحويلگيرندهء آن را ، و نيز فرمود : هر كس مىبنوشد تا چهل روز نماز او پذيرفته درگاه الهى نشود ، و اگر در اين ميان مرگش فرا رسد و قطره اى از شراب ( يا هر مسكر ديگر ) در اندرون او باشد ، بر خداوند عزّ و جلّ حقّ است كه او را از چركابه و زرداب قعر جهنّم - كه خارجشدهء از فرج زنان تبهكار و جمع آمده در ديگهائى است در ته دوزخ - سيراب سازد همان آبى كه اهل جهنّم از آن ميخورند ، و گداخته مىشود بدان ، آنچه در شكم دارند و پوستهايشان .
و نهى فرمود : از خوردن ربا ، و شهادت دادن بدروغ ، و نوشتن قبض يا سفته معاملهء ربوى ، و فرمود . خداى عزّ و جلّ خورندهء ربا ، و دهنده آن را ، و نويسندهء قبض و
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣١١