تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
به حال خودشان ترك كند و كنيز را نزد شوهر گذارد ، و چنانچه نزد شوهر رهايش كرد ديگر حقّ جدا كردن آنها را بفسخ ندارد چون ابتداء رضايت داده ، و فرمود : اگر غلام فروخته شد چنانچه خريدار بخواهد همانند صاحب كنيز رفتار كند مختار است ، و اگر پذيرفت كه به حال خود باقى باشد ديگر حقّ ندارد ميان آن دو را به فسخ نكاح جدائى اندازد . شرح : « اين خبر دلالت دارد بر اينكه حقّ فسخ فورى است و بايد ابتدا باشد » . 4870 - سليمان بن خالد گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : مردى پدرى دارد بنده و آن پدر با كنيزى مكاتبه ازدواج كرده و پاره اى از اقساط خود را پرداخته ، پس پسر آن مرد به آن زن پدر خود كه كنيز مكاتب است مىگويد : آيا با تو كمك بكنم كه بقيّهء بدهى خود را بپردازى و كاملا آزاد شوى به شرط آنكه اگر مالك خود گشتى براى تو اختيار طلاق يا فسخ عقد نباشد كه از پدرم جدا شوى ؟ و زن قبول نمايد و آن فرزند بقيّه وجه مكاتبه را بدهد آيا براى آن زن اختيارى هست كه خود را بعدا رها كند فرمود : نه اختيارى براى او نخواهد بود ، « المسلمون عند شروطهم » يعنى مسلمانان در مقابل شرطى كه كرده‌اند متعهّدند و حق تخلَّف ندارند .