تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و هر گاه مردى با زوجه اش ملاعنه كرد و زوجه حامله بود ، پس از آنكه كودك به دنيا آمد آن را از خود دانست و فرزند خويش خواند و ادّعا كرد كه اين از آن من است ، فرزند را به او دهند و تازيانه اش نزنند چون وقت ملاعنه گذشته است ، و اين معنى را بزنطى از عبد الكريم از حلبى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است . 4856 - زيد بن علىّ بن الحسين عليهما السّلام از پدرانش روايت كرده كه مردى زوجه اش را به زنا متّهم ساخت و از خانه بيرون رفت چون باز آمد زن از دنيا رفته بود امام فرمود : از دو كار يكى را بايد بپذيرد ، يكى آنكه به او گفته مىشود گناه خود را در قذف قبول كن تا حدّ قذف بر تو جارى شود و ميراث زن را ببر ، و يا اينكه بر كلام خود باقى ميمانى و با يك تن از خويشان زن ملاعن مىكنى و ارث نمىبرى . 4857 - محمّد بن سليمان گويد : به امام جواد عليه السّلام عرض كردم فدايت شوم چگونه است كه اگر شوهر زن خويش را تهمت زنا زند بايد بجاى چهار شاهد خود چهار بار شهادت با سوگند دهد ، ولى اگر غير شوهر تهمت زند پدر باشد يا برادر يا پسر يا بيگانه بايد اقامهء بيّنه كند به چهار شاهد يا حدّ قذف خورد ؟ فرمود : از