فوال أناسا قولهم وحديثهم * روى جدّنا عن جبرئيل عن الباري
پس آنچه از سياق اين أحاديث مستفاد مىشود ، اين است كه كسى كه براي اجر وثواب اخروى ، عملي بجا آورد كه بر حسب روايتي به دستش رسيده كه آن عمل راجح است ، همچنانكه در روايت به أو رسيده ، اجر وثواب خواهد داشت گر چه معصوم آن عمل را دستور نداده باشد ؛ وعقل سليم هم مىگويد كه : هر گاه كسى چيزى از اشيا يا عملي از اعمال را به گمان وبه اميد اينكه مطلوب ومحبوب رئيس ومولا ومقتداى اوست بجا آورد ، سزاوار مدح وثواب است وبا آن عمل به مولاي خود تقرّب پيدا مىكند ، گر چه در واقع اين گمان حقيقت نداشته باشد .
آداب وادعيه وأذكار وأوراد وختومات وصلواتي كه از طرق أهل سنّت در كتب فقهاى ما روايت شده ، فراوان است ، مانند كتب ابن طاووس وكفعمى وغوالي اللئالي ابن أبي جمهور احسائى بلكه در اجازهء علّامه به بنى زهره كه به اسناد متّصل خود نماز « ليلة الرغائب » را روايت كرده است .
محقّق اردبيلى در زبدة البيان ( كتاب الصلاة ) نزد قوله :
وَإِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَتَرَكُوكَ قائِماً
به مناسبت روايتي كه دلالت دارد بر وجوب قرائت سورهء أعلى در شب جمعه وسورهء جمعه ومنافقين در روز جمعه ، گويد : استحباب بعيد نيست ؛ زيرا به نصّ واجماع امّت ، عمل به روايات در سنن ورسيدن به ثوابي كه در روايت آمده ثابت شده ، هر چند آن روايت مطابق واقع نباشد ؛ واز اين روست كه جمهور وأصحاب ما استحباب وكراهت را به روايت ضعيف ثابت دانستهاند ؛ ونيز در تفسير آيهء :
إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ *
نيز ذيل روايتي همين دعوى اجماع را تأكيد كرده است .
مشهور ميان عامّه بر مذهب خود وميان أصحاب ما - رضوان اللّه عليهم - بر مذهب خودشان در اخبار سنن ، تسامح است ؛ به اين معنى كه سنن ومندوبات با اخبارى ضعيف كه داراى شرايط حجيّت نيستند نيز ثابت مىشود . شهيد اوّل در