[ مقدمهء على اوجبى ]
پيشگفتار
به نام خدايى كه يكتاستى * ز ديد دل پاك پيداستى
سخن گفتن از اقيانوس بىكرانهء معارف وكمالات حقيقت جاودانهء تاريخ ، حضرت علىّ عليه السّلام ؛ وترسيم وتبيين ابعاد وجودي چنين شخصيت بىنظيرى تنها از عهدهء خالق هستى وذوات مقدّس معصومان برمىآيد وبس . با اين حال ، عشق وعلاقهء به اهلبيت عليه السّلام كه آميختهء با جان ودل شيعيان است ، هماره آنان را بر آن داشته تا به ميزان شناخت ناچيز خويش وتا آنجا كه قالب تنگ واژهها وعبارات اجازه مىدهد ، كأم خود ودلدادگان حريم دوست را با شيرينى ياد حضرتش بياميزند ؛ وديدگان شيفتگاناش را با ترسيم زيباييهاى سحرانگيز معنوىاش مفتون سازند ؛ وگوشهاى دلباختگاناش را با ترنّم سخنان نغز ودلكشاش بنوازند كه :
كلام علي كلام عليّ * وما قاله المرتضى مرتضى
ومشام جان مشتاقاناش را با عطر كمالاتش سرمست سازند .