روى دلاراى وى رحمت و لطف ازل * زلف سمن ساى او ياسمن و عبهرى
والى ملك وجود قبلهء اهل سجود * منبع احسان و جود خسرو دين عسكرى
بشارت حسن او فلك به آفاق برد * كزين افق بردمد مهر جهان پرورى
شاه ملائك خدم دانش و ايمان حشم * بر همه عالم علم ، زد به سخن گسترى
دفتر تفسير او كاشف اسرار عشق * درس و اشارات آن مخزن هر گوهرى
به خاك درگاه او باج دهد كيميا * به تاج فرمان او فخر كند مهترى
پادشهان را به جان بندگيش افتخار * تاجوران را به دل خدمت او سرورى
اى رخ پرنور تو مشرق مهدى دين * مظهر عدل خدا ما حى استمگرى
خسرو اقليم جان حجّت حق بر جهان * در تن عالم روان بر سر ما افسرى
طالب ديدار او زهرهء زيباى چرخ * مشترى حسن وى مهر و مه و مشترى
تا نگشايد حجاب آن مه مكّى نقاب * بر رخ ما عاشقان ، كس نگشايد درى