تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
هان بهار آمد و بلبل به تقاضاى نسيم * فكر آن كرده كه صد قول درآرد به عمل
در چنين فصل كه از فيض هوا نزديك است * غنچه را باز شود عقدهء ما لاينحل
غنچهء خاطرم از بس كه گره در گره است * نگشايد اگرم يار درآيد به بغل
مژده عشّاق چمن را كه حلال است حلال * بوسه از كنج لب غنچه چو آب از جدول
اى دل امروز مده دامن رندى از كف * كار فردا بكند عفو خدا عزّ و جلّ
ليك پنهان نظرى هست مرا در چمنى * كاين بهار است از آن باغ و چمن رسم و طلل
اين همه حسن كه بر خويش فرو چيده بهار * نيست چون حسن طبيعت كه مثال است و مثل
دل برين نقش برونى ننهد عاشق حسن * ندهد خاصيت رفع صداع اين صندل
شكر للّه كه به مصِفات فراموشى خويش * كرده‌ايم آينهء حسن طبيعت صيقل
محو در پرتو شمع چگل خويش شديم * صورت نوعى آيينه نموديم بدل
زنگ در آينهء خاطر همت نگذاشت * صيقل خاك در درگه سلطان اجل
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 300 | احمد احمدى بيرجندى