دشمنان را مايهء درد و الم شد آشكار * دوستان را دافع رنج و ملال آمد پديد
اى مسلمان ديدهات روشن كه از لطف خدا * هادى الامّه « 1 » شه احمد خصال آمد پديد
عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عيان * جان و تن را موجبات اتّصال آمد پديد
ركن دين بحر سخا غيث « 2 » كرم ، غوث « 3 » امم * نور حق شمس الضحى ، فصل الكمال آمد پديد
عالمى فضل و تعالى ، قلزمى علم و كمال * بر سرير جاه و اورنگ جلال آمد پديد
شوكت و جاه و سعادت را محيط « 4 » آمد عيان * حكمت و علم و فضيلت را جمال آمد پديد
جلوهء ديگر به خود بگرفت عالم بهر آنك * بر رخ زيباى خلقت خط و خال آمد پديد
هر چه خواهى از خدا « طائى » بخواه امروز چون * بهر حاجت خواستن نيكومجال آمد پديد « * »
هامش
( 1 ) - هادى الامّه : راهنماى امّت اسلام .
( 2 ) - غيث : باران كه از ابر مىبارد ( غياث اللغات ) .
( 3 ) - غوث : فريادرس .
( 4 ) - محيط : احاطهكننده ، در بر گيرنده ، دريا كه تمام زمين را احاطه كند .
* ديوان طائى شميرانى ، جلد دوم ، بخش قصايد ، تبريز ، 1366 ه . ش ، ص 189 .