چشم و چراغ عالم هستى رضا بود * شد روشن از جمال تو چشم رضا جواد
ريحانهء رضائى و ريحانه مام توست * اى گلشن وجود ز تو با صفا جواد
آيات جود جلوهگر اندر جمال تو * ديد و گذاشت باب تو نام تو را جواد
امشب كنار مهد تو گريد پدر مگر ؟ * جشن ولادتت شده بزم عزا جواد
اى نام دلرباى تو ، داروى دردها * هر دردمند با تو بود آشنا جواد
يادت قرار خاطر شب زندهدارها * حرزت مدال « 1 » بازوى اهل دعا جواد
نورت دليل تودهء گمكرده راه حق * لطفت كفيل مردم بىدست و پا جواد
در كودكى دو طفل رسيدند بر كمال * در انبيا ، مسيح و در اوصيا ، جواد
سيمرغ فضل و جود تو در اوج جاودان * گسترده سايه بر همهء ماسوا ، جواد
اى بر عدوى خويش كرم كرده بيشمار * از دوستان مگير تو چشم عطا جواد
ما را نه خدمتى كه سزاى كرم بود * پس دست ما بگير براى خدا جواد
هامش
( 1 ) - مدال : نشانى كه بر سينه يا بازو به نشانهء افتخار و امتياز مىبندند .