روز تجلّاى خالق است ببينيد .
وز رخ زيباى جعفر بن محمد ( ص )
نخل امامت شكوفهاى دگر آورد . * ذات خدا وجه خود ز پرده در آورد .
خوبتر از خوبتر ، يكى بشر آورد . * احسن بر امّ فَروَه ، كاين پسر آورد .
وه ! چه پسر ! مظهر مهيمن سرمد !
نور ولايت دميده از نظر او . * چشمهء كوثر رهين چشم تر او .
باقر درياى علم و دين ، پدر او . * هم پدر او امام و هم پسر او .
نور دل حيدر است و وارث احمد ( ص )
نهضت علمى كه آن امام به پا كرد ؛ * كارى چون خون سيد الشهدا كرد .
از سر اسلام دست فتنه جدا كرد ؛ * آنچه رسالت به عهده داشت ادا كرد ؛
شاهد حسن ازل نشست به مسند .
گر همه عالم قلم به دست برآرند ؛ * تا به قيامت مديح او ، بنگارند .
يك ز هزاران فضيلتش نشمارند ؛ * آن كه به شاگرديش چهار هزاراند « 1 » ؛
جمله به فقه و كلام و فلسفه ، ارشد .
هامش
( 1 ) - شاعر از تعدادى اصحاب و ياران حضرت صادق ( ع ) نام برده و برخى را در اشعار خود نياورده است از جمله :
ابان بن تغلب : از اهل كوفه و مردى ثقه و جليل القدر بوده است .
اسحق بن عمّار : صيرفى كوفى از اصحاب امام صادق ( ع ) و حضرت موسى بن جعفر ( ع ) بوده است .
1 - ابو حمزه ثمالى : از ياران مورد اعتماد و از زهّاد و مشايخ اهل كوفه است . حضرت رضا ( ع ) فرمود كه وى در زمان خود مانند سلمان فارسى بود در زمان پيامبر ( ص ) .