تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ز تندباد جلال خدا تن زارش * چو موج قلزم رحمت هميشه بىآرام
چو خوشه ، زرد ، ولى دانه‌كش ضعيفان را * چو گل ، شكسته ، و ليكن شكفته روى مدام
غريب ، ليك وطن سايه‌اش غريبان را * يتيم ، ليك پدر ز التفات بر ايتام
ز حلم كرده به هم يار ، جرم و بخشش را * به علم داده جدايى ، حلال را ز حرام
چو چشم خويش ، كف او مدام در ريزش * چو بحر همّت خود ، دل هميشه بىآرام
فگنده بار علايق ز خويش ، تا كه كشد * به خانهء فقرا ، آب و نان به دوش مدام
ز بس خضوع ، شدى آب در نماز ، اگر * براى سجده نبودى ضرور هفت اندام
عدوى او كه دماغش ز دود جهل پر است * به حشر كى رسدش بوى مغفرت به مشام ؟
سخن رسيد به سر منزل دعا واعظ * عنان بكش كه نه اين راه را بود انجام
قلم مناز به بازوى خود ، كه ممكن نيست * رسد به پايهء قدرش كمند طول كلام
غرض از اين همه ، اظهار بندگى است مرا * و گرنه من كيم آن قدر كو ، و مدح كدام ؟
سزاى درگه او نيست تحفه‌يى در كف * مرا به غير دعا ، و السلام و الاكرام