مطلع نور ايزدى مبدأ فيض سرمدى * جلوهء او حكايت از خاتم انبيا كند
بسملهء 5815945 خ 0 4 خ صحيفهء فضل و كمال معرفت * بلكه گهى تجلّى از نقطهء تحت « با » كند
دائرهء شهود را نقطهء مُلتَقى 6815945 خ 0 5 خ بود * بلكه سزد كه دعوى لو كُشِفَ الغطا 7815945 خ 0 6 خ كند
حامل سرّ مستمر حافظ غيب مستتر * دانش او احاطه بر دانش ماسوى كند
عين معارف و حكم بحر مكارم و كرم * گاه سخا محيط را قطرهء بىبها كند
ليلهء قدر اوليا ، نور نهار اصفيا * صبح جمال او طلوع از افق عُلا 9815945 خ 0 7 خ كند
بَضعهء سيّد بشر امّ ائمهء غُرَر 0915945 خ 0 8 خ * كيست جز او كه همسرى باشد لافتى كند ؟
وحى نبوّتش نسب ، جود و فتوّتش حسب * قصّهاى از مروّتش سورهء « هل اتى » 1915945 خ 0 9 خ كند
دامن كبرياى او دسترس خيال نى * پايهء قدر او بسى پايه به زير پا كند
لوح قدر به دست او كلك قضا به شست او * تا كه مشيّت الهيّه چه اقتضا كند
در جبروت ، حكمران ، در ملكوت ، قهرمان * در نشئات كن فكان 2915945 خ 0 10 خ حكم به ما تشا 3915945 خ 0 11 خ كند
عصمت او حجاب او عفت او نقاب او ، * سرّ قدم حديث از آن ستر و از آن حيا كند
نفخهء قدس بوى او جذبهء انس خوى او * منطق او خبر ز « لا ينطق عن هوى » 4915945 خ 0 12 خ كند
قبلهء خلق ، روىِ او ، كعبهء عشق كوى او * چشم اميد سوى او تا به كه اعتنا كند
بهر كنيزيش بود زهره كمينه مشترى * چشمهء خور شود اگر چشم سوى سُها كند
مفتقرا 5915945 خ 0 13 خ متاب رو از در او به هيچ سو * زانكه مس وجود را فضّهء 6915945 خ 0 14 خ او طلا كند
پانوشتها
شرح
9715945 خ 0 ( 1 ) خ . ختا ( خطا ) : نام شهرى است ما بين تركستان و چين و توران ( غياث ) ، اين ناحيه به داشتن مشك ، معروف است .
9715945 خ 0 ( 2 ) خ . شمع فلك : كنايه از آفتاب و ماه و ستارهها ( نفيسى ) .
9715945 خ 0 ( 3 ) خ . روح قدس ( روح القدس ) : حضرت جبرئيل عليه السّلام ( غياث ) .
0815945 خ 0 ( 4 ) خ . بسمله ( بسم اللّه الرحمن الرحيم ) : آغاز كلام ، سرآغاز .
0815945 خ 0 ( 5 ) خ . نقطهء ملتقى : محل به هم رسيدن جاى ملاقات دو چيز با هم .
0815945 خ 0 ( 6 ) خ . لو كشف الغطاء ما ازدت يقينا : اگر پردهها را برگيرند چيزى بر يقين من - به عالم غيب - افزوده نمىشود .
( از كلمات على ( ع ) ) .