تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
غروى اصفهانى ( كمپانى ) آية اللّه غروى اصفهانى در سال 1269 ه در خانواده‌اى شريف و متمكّن در اصفهان ولادت يافت . در سنين نزديك به بيست سالگى به نجف اشرف رفت و از محضر درس اساتيد بزرگى مانند : آخوند خراسانى بهره‌مند شد . غروى اصفهانى علاوه بر مقام اجتهاد در ادب عربى و فارسى نيز كم نظير بود و « مفتقر » تخلّص مىكرد . ديوان اشعارش مشتمل بر مدايح اهل بيت ( ع ) و غزلهاى عرفانى چاپ شده است . غروى در سال 1361 ه چشم از جهان فرو بست .

16 فى مدح سيّدة النساء سلام اللّه عليها

دختر فكر بكر من ، غنچهء لب چو وا كند * از نمكين كلام خود حق نمك ادا كند
طوطى طبع شوخ من گر كه شكر شكن شود * كام زمانه را پر از شكّر جانفزا كند
بلبل نطق من ز يك نغمهء عاشقانه‌اى * گلشن دهر را پر از زمزمه و نوا كند
خامهء مشكساى من گر بنگارد اين رقم * صفحهء روزگار را مملكت ختا 2815945 خ 0 1 خ كند
مطرب اگر بدين نمط ساز طرب كند گهى * دائرهء وجود را جنّت دلگشا كند
شمع فلك 3815945 خ 0 2 خ بسوزد از آتش غيرت و حسد * شاهد معنى من ار جلوهء دلربا كند
وهم به اوجِ قدسِ ناموس إله كى رسد ؟ * فهمِ كه نعتِ بانوى خلوت كبريا كند ؟
ناطقهء مرا مگر روح قدس 4815945 خ 0 3 خ كند مدد * تا كه ثناى حضرت سيّدهء نسا كند
فيض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه * چشم دل از نظاره در مبدأ و منتهى كند
صورت شاهد ازل معنى حسن لم يزل * وهم چگونه وصف آيينهء حق نما كند