سيرت فرزندها از امّهات * جوهر صدق و صفا از امّهات
مزرع تسليم را حاصل بتول * مادران را اسوهى كامل بتول
بهر محتاجى دلش آنگونه سوخت * با يهودى چادر خود را فروخت 9405945 خ 0 4 خ
نورى و هم آتشى فرمانبرش * گم رضايش در رضاى شوهرش
آن ادب پروردهى صبر و رضا * آسيا گردان و لب قرآن سُرا
گريههاى او ز بالين بىنياز * گوهر افشاندى به دامان نماز
اشك او برچيد جبريل از زمين * همچون شبنم ريخت بر عرش برين
رشتهى آيين حق زنجير پاست * پاس فرمان جناب مصطفى است
ورنه گرد تربتش گرديدمى * سجدهها بر خاك او پاشيدمى
اى ردايت پردهى ناموس ما * تاب تو سرمايهى فانوس ما
طينت پاك تو ما را رحمت است * قوّت دين و اساس ملّت است
كودك ما چون لب از شير تو شست * لا إله آموختى او را نخست
مىتراشد مهر تو اطوار ما * فكر ما گفتار ما كردار ما
اى امين نعمت آيين حق * در نفسهاى تو سوز دين حق
دور حاضرتر فروش و پرفن است * كاروانش نقد دين را رهزن است
آب بند نخل جمعيّت تويى * حافظ سرمايهى ملّت تويى
از سر سود و زيان سودا مزن * گام جز بر جادهى آبا مزن
هوشيار از دستبرد روزگار * گير فرزندان خود را در كنار
فطرت تو جذبهها دارد بلند * چشم هوش از اسوهى زهرا مبند
تا حسينى شاخ تو بار آورد ، * موسم پيشين بگلزار آورد .
پانوشتها
شرح
0405945 خ 0 ( 1 ) خ . اسوه : پيشوا در مهمّات ( غياث ) سرمشق ، الگو ، نمونه و نمودار .