گوشوار عرش اعظم بود و ، زيب گوش جان * جاى در دامان پاك سيّد بطحا گرفت
چون گريبان افق شد ، سينهاش مرآت حق * همچو موسى ، روشنى از سينهء سينا گرفت
با كلام ايزدى ، شد گوش و دستش آشنا * « آية الكرسى شنيد و عروة الوثقى گرفت » 6755945 خ 0 3 خ
در دل او چشمهها از زمزم و كوثر گشود * بر سر او سايهها از سِدره و طوبى گرفت
تا بسوزد تن در اندوه و ، بسازد ملك جان * صبر ايّوب و ، دم جانبخش ، از عيسى گرفت
برتر آمد ، از زنان روزگار خويشتن * حضرت زهرا ( ع ) كه نام از علّم الاسما 0855945 خ 0 4 خ گرفت
كشور آزادگى را ، مولد و منشأ نهاد * شهر بند مردمى را ، مبدأ و مبنا گرفت
مرحبا دلدادهاى كاندر گلستان حيات * نكهت از گلدستهء جِنّت ، به صد سودا گرفت
حبّذا تابندهاى ، كاندر شبستان وجود * پرتو از گوياى « سُبحان الّذى اسرى » 2855945 خ 0 5 خ گرفت
منزل آراى كمالى ، كِش كسى همپايه نيست * آفرينش را به لطف صورت و معنى گرفت
اى زن نيكو خصال ، احمد بهشتت هديه كرد * تا نهال هستى از جانبازى تو پا گرفت
دامنت ، آرام بخش انبيا و اولياست * زان ترا آوازه هم دنيا و هم عقبى گرفت
هر كه زهرا ( ع ) را به گيتى مقتداى خويش ساخت * بىگمان بيت الامان در جنّت المأوا گرفت
عفّت و عصمت ، فروغى از هزاران مهر اوست * در دل گردون ، از آن اين پاك سيرت جا گرفت
« گلشن » « 1 » و « مشفق » ستايند از بن دندان ورا * چونكه گوش جانشان را بانگ يا زهرا ( ع ) گرفت
پانوشتها
هامش
0755945 خ 0 ( 1 ) خ . ظاهرا نظر شاعر در مصراع اول بر آيهء 32 از سورهء بقره است :قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا. و در مصراع دوم آيهء 70 سورهء اسراء :وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ »است .
0755945 خ 0 ( 2 ) خ . اشاره است به آيهء شريفهء :وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا. « ما فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم و آنان را به مركب برّ و بحر سوار كرديم و از هر غذاى لذيذ و پاكيزه آنان را روزى داديم و بر بسيارى از مخلوقات خود برترى بزرگ بخشيديم . »
( آيه 70 ، سورهء اسرا )
1755945 خ 0 ( 3 ) خ . آنچه مشهور است « آية الكرسى » شامل آياتى است كه از :اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ . . . »( 1 ) شعر بالا با همكارى شاعر استاد « سيد محمود گلشن كردستانى » سروده شده است .