شريعت كجا يافت نصرت مگر * ز بازوى خنجر گذار على
هميشه ز هر عيب پاكيزه بود * زبان و دو دست وازار على
شمشير على ( ع ) حامى و مددكار قرآن كريم و شريعت اسلامى بود و بعد از پيغمبر اسلامى هيچ نظيرى نداشت و همواره نبى را مددكار و همكار بود .
بر سر لشكر كفّار به هنگام نبرد * چشم تقدير به شمشير على بود قرير
روز صفّين و به خندق به سوى ثغر جحيم * عاصى و طاغى را تيغ على بود مشير
حضرت على ( ع ) بعد از پيامبر ( ص ) از همه شجاعتر و بىباكتر و كريمتر بود و از هر لحاظ بر همه برترى داشت :
جز كه على ( ع ) را پس از رسول ( ص ) كرا بود * تيغ گران و دل قوى و كف راد « 27 »
ناصر خسرو شيعه و مبلّغ تشيّع بود و مهّمترين دلايلى كه شيعيان براى اثبات خلافت و اولويت حضرت على ( ع ) ياد كردهاند را در ديوان خود آورده است از جمله :
1 - تصريح و تنصيص پيغمبر به ولايت حضرت على ( ع ) در غدير خم :
پس از خطبهء غدير خُم شنيدى * على او را ولى باشد به پيمان
2 - خويشاوندى و نزديكى حضرت على ( ع ) با پيغمبر ( ص )
3 - احاديثى كه از پيغمبر دربارهء على ( ع ) روايت شده مانند : « على منّى بمنزلة هرون من موسى الّا انّه لا نبى بعدى »
جز او دانى كرا هارون امّت * چو باشد مصطفى فرزند عمران
و همچنين : « انا مدينة العلم و على بابها فمن اراد العلم فليأت الباب »
در بود مر مدينهء علم رسول را * زيرا جز او نبود سزاى امانتش
گر علم بايدت به در شهر علم شو * تا بر دلت بتابد نور سعادتش
و نيز : يا على انت قسيم الجنّة و النار :
قسمت نشد به خلق درون دوزخ و بهشت * بر كافر و مسلمان الّا به قسمتش
و . . . بنابر ادلّهء فوق ، او مذهب شيعه را حق مىداند و همه را به آن مذهب مىخواند :
زاب خرد گر خبرستى تو را * ميل توزى مذهب شاعيستى « 28 »
ناصر خسرو معتقد است كه « فقط خاندان علىاند كه مىتوانند عهدهدار تأويل شوند و
هامش
( 27 ) . همان ، صص 332 - 336 .
( 28 ) . يادنامهء ناصر خسرو ، صص 496 - 497 .