كه اشاره به حديث نبوى « انا مدينة العلم و على بابها » دارد . « 26 »
شجاعت على ( ع ) همچون علم على ( ع ) بسيار مورد توجّه حكيم ناصر خسرو است .
او معتقد است كه هر كه علم و شجاعت دارد شايسته و لايق راهنمايى و سردارى است .
از آن جا كه حضرت على ( ع ) اين هر دو را دارا بود ، پيغمبر اسلام او را وصى خود ساخت . . . او بود كه توانست با اين دو خصلت ، عدل و انصاف را بگستراند :
آن كه بيش از دگران بود به شمشير و به علم * و ان كه بگزيد و وصى كرد نبى بر سر ماش
آن كه معروف به دو شد به جهان روز غدير * و ز خداوند ظفر خواست پيمبر به دعاش
. . .
معدن علم على ( ع ) بود به تأويل و به تيغ * مايهء جنگ و بلا بود و جدال و پرخاش
هر كه از علم على ( ع ) روى بتابد به جفا * چون كر و كور بماند بكند جهل سزاش
تيغ و تأويل على ( ع ) بر سر امّت يكسر * اى برادر قدر حاكم عدلست و قفاش
مايهء خوف و رجا را به على ( ع ) داد خداى * تيغ و تأويل على ( ع ) بود همه خوف و رجاش
. . .
شريعت اسلام از شجاعت حضرت على ( ع ) نصرت يافت . او در زمان جنگ بردبار و شجاع بود . شمشير براى دين حق - اسلام - مىزد نه براى زر و سيم . او بود كه پهلوانان نامور را به خاك مىافكند :
بلى اژدها بود در چنگ شير * به دست على ذوالفقار على
سران را سرافكند در زير پاى * سر تيغ جوشن گذار على
نبود اختيار على سيم و زر * كه دين بود و علم اختيار على
هامش
( 26 ) . همان ، ص 182 .