تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و گر غبار رهت را به نوك خامه كنم * كنم چو ديده پر از نور ميم املا را
و گر اميد نظيرى بَرِ تو عرضه كنم * پر از مراد كنى دامن تمنّا را
مراد دل به تو گفتم دگر تو مىدانى * زبان من به دعا ختم كرد دعوا را
هميشه تا ز شب و روز امتيازى هست * درين جهان شب يلدا و روز اضحى را
صباح عيد محبّت نياورد شب غم * شب عدوت نبيند صباح دنيا را
* * *