تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
[ 26 ] آقا ميرزا على خان صفاء السلطنه متخلص به « مشتاقى » از شاعران قرن سيزدهم هجرى است . وى در سال 1246 ه در نائين تولد يافت و پس از كسب علوم مقدماتى به تهران آمد و به معاونت وزارت انطباعات رسيد و زمانى منشى عباس ميرزا ملك آرا بود . مشتاقى در اواخر عمر به عرفان روى آورد و دست ارادت به مشتاق على شاه كرمانى سپرد و از آن پس به احترام پير خويش « مشتاقى » تخلص اختيار كرد .

در مديح حضرت ثامن الائمّه على بن موسى الرّضا سلام الله عليهما « 1 »

اين معبد ملائكه يا عرش كبرياست * يا بقعهء منوّر سلطان دين رضاست
ارواح انبيا همه طائف 4980945 خ 0 1 خ در اين حريم * گويا خجسته كعبهء ارواح انبياست
از صوفيان صافى تا آدم صفى * صف در صف ايستاده درين صفّه صفاست
شاها گه نماز به درگاه بىنياز * جبريل را به شخص شريف تو اقتداست
طوبى 5980945 خ 0 2 خ ز دوحهء كرمت شاخه‌اى بود * طوبى لِمَنْ يَزُوركَ 4780945 خ 0 3 خ كاورا چه عيشهاست
تاوان يك زيارت تو صد هزار حج * چونان كه يك اشارت تو خلد رابهاست
خاكى كه زاير تو گذارد قدم بر آن * فرخنده تربتى است كه بهتر ز كيمياست
گردى كه سُمّ مركب زاير كند بلند * در پيش چشم اهل نظر به ز توتياست
با سطوت 5780945 خ 0 4 خ تو قهر خدا برترين عذاب * با همّت تو ملك جهان كمترين عطاست
در پايهء جلال تو گردون چو گردكان * در سايهء جمال تو خورشيد چون سُهاست
مقصود از آفرينش كون و مكان تويى * اينك حديث بضعةُ منّى برين گواست
هامش
( 1 ) - ديوان مشتاقى ، ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنه ) تهران ، چاپ سنگى ، 1322 ق .