Skip to main content

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — Page 689

Contributors:

P.689
و كلمهء ستم را بىسيرت كرد كه فوج كلام را نيز درهم مىشكند هيچ كلام بشرى نيست كه در مصاف تو نشكند اى شيرشكن ! خون تو بر كلمه افزون است خون تو در بسترى از آن سوى كلام فراسوى تاريخ بيرون از راستاى زمان مىگذرد خون تو در متن خدا جارىست يا ذبيح اللّه تو اسماعيل گزيدهء خدايى و رؤياى به حقيقت پيوستهء ابراهيم كربلا ميقات توست مُحرم ميعاد عشق و تو نخستين كس كه ايام حج را به چهل روز كشاندى وَ اتْمَمْناها بِعَشْر آه ، در حسرت فهم اين نكته خواهم سوخت كه حجّ نيمه تمام را در استلام حجر وانهادى
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — Page 689 | محمد على مجاهدى