هفتاد و دو آذرخش
هفتاد و دو كوكب فروزان * تابنده در آسمان اسلام
رفتند زلال عشق نوشند * از چشمهء تابناك الهام
* * *
هفتاد و دو آذرخش سوزان * از دامن ابر خاك رستند
رفتند به سوى چشمهء نور * تا دور زمانه هست ، هستند
* * *
هفتاد و دو آفتاب تابان * بر بام سپيده سركشيدند
قُقْنوس صفت ميان آتش * در گلشن شعله پر كشيدند
* * *
در سوگ حسينيان عاشق * گل ، خيمه به وادى عدم زد
بر طارم بيكران هستى * منظومهء ما درفش غم زد
* * *
بر بام بلند روشنايى * خورشيد ، برهنه سر برآمد
بر لشكريان شب خروشيد * خون از نَفس سحر برآمد
* * *
رفتند و به دشت تيرهء شب * تخم گل آفتاب كِشتند
معناى چگونه زيستن را * با سرخى خون خود نوشتند « 1 »
84 . مصفّا ، مظاهر
دكتر مظاهر مصفا در سال 1307 در شهر اراك ديده به جهان گشود . وى تحصيلات خود را تا سال پنجم متوسطه در شهر قم به انجام رسانيد و سپس راهى تهران شد و سال ششم دبيرستان را در مدرسهء دار الفنون به پايان برد و تحصيلات دانشگاهى خود را در رشتهء زبان و ادبيات فارسى تا دورهء دكترا در دانشكدهء ادبيات دانشگاه تهران پىگرفت .
هامش
( 1 ) . گريهء اشك ، محمد على مجاهدى ( پروانه ) ، ص 232 و 233 .