فرات اشك
بخوان حماسهء خونين كربلا با ما * كه شد بسيط زمين جمله همصدا با ما
سرِ بريده به ميدان عشق مىگويد * حديث خون شهيدان نينوا ، با ما
دوباره پيكر صد چاك لاله آوردند * به داغگاه بهشتى ، فرشتهها با ما
فرات اشك ز چشمان خاك مىجوشد * به سوگوارى گلهاى كربلا با ما
به دشتهاى شقايق نشان ما جوييد * كه سرخ روىِ چمن مىكند صبا با ما
به پاىْبوسى ما آفتاب مىنازد * به نام عشق بخوانند انبيا با ما
ز موجخيز خطر فاتحانه مىگذريم * كه هست معجز موسايى و عصا با ما
لهيب آتش نمروديان گل افشاند * به روز حادثه باشد اگر خدا با ما
اگر جهان همه دشمن شود ، ظفر يابيم * به عرصهاى كه بود تيغ مرتضى با ما
پى سلامت سردار عاشقان ، ديديم * كه دست غيب بلند است در دعا با ما « 1 »
درياى وقار
زينب ! اى بانوى اسلام سلام * اى پيامآور خونين قيام
زينب اى اسوهء ايثار و خروش * بيرقِ داد گرفتى تو به دوش
زينب اى شيرزن كرب و بلا * جوش با خون تو زد خون خدا
زينب اى آينهء روشن حق * خرّم از اشك تو شد گلشن حق
زينب اى زادهء زهراى بتول * از تو پاينده بود دين رسول
زينب اى عصمت تو شوكتِ زن * وارثى ، وارث هفتاد و دو تن
زينب اى گوهر درياى وقار * صبر از صبر تو بىصبر و قرار
زينب اى خواهر آزاد حسين * بود فرياد تو ، فرياد حسين
زينب اى دختر والاى على * بر لبت بود سخنهاى على
زينب اى پاكتر از چشمهء نور * كس نيامد به جهان چون تو صبور
سينهات سوخته از داغ حسن * سرخ از اشك تو گلهاى چمن
خطبهات ، رونق بيداد شكست * كاخ بيداد ز بنياد شكست « 2 »
هامش
( 1 ) . آتش نى ، نصر الله مردانى ( ناصر ) ، ص 40 و 41 .
( 2 ) . همان ، ص 67 تا 69 .