كاش مىشد با « ربابِ » خسته دل همناله شد * تا كه تير حرمله بر حلق اصغر بوسه زد
لحظهء پايان شهيد عشق ، آن باب المراد * بر قدمگاه مراد خود برادر ، بوسه زد
شد حديث عشق را تيرى سه پر حُسنِ ختام * تا به قلب خون آن مولا و سرور بوسه زد
بر جنونش خنده مىزد عشق روزى كز وفا * ليلى شوريده بر رخسار اكبر بوسه زد
همنفس شد با شهيدان در بهشت آرزو * بر تراب كربلا هركس مكرر بوسه زد
« جعفرى » ! بر آن لب و دندان جهنم شد حرام * كه بر آن شش گوشه قبر پاك و اطهر بوسه زد
24 . جواهرى ، غلامحسين ( وجدى )
وجدى در سال 1303 ه . ش در شهر قم به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در تهران به پايان برد ولى به خاطر درگذشت پدرش ، از ادامهء تحصيل باز ماند و به امر تجارت و كشاورزى روى آورد ، ولى طبع حساس او نتوانست اين شرايط را تحمل كند و به استخدام فرهنگ درآمد و به امر تدريس پرداخت .
وجدى از غزلسرايان مطرح و نامآشناى روزگار ماست و اخوانيات و مطايبات منظوم او نيز از در شمار بهترينهاى اينگونه آثار قرار دارد . وى با نام مستعار « خروس بىمحل » با روزنامهء فكاهى « توفيق » همكارى مىكرد . « گلهاى جاويدان » ، « در آسمان سخن » ، « تصحيح كليات شيخ بهايى » ، « تصحيح ديوان عرفى شيرازى » ، « تصحيح ديوان نظيرى نيشابورى » ، « نمونههاى طنز فارسى » ، « نگارش پارسى » « على در شعر و ستايش » ، « تصحيح ديوان سلطان قاجار » و « تصحيح ديوان قصّاب كاشانى » از كارهاى تحقيقى اوست و مجموعه شعر او به نام « ديدار » در سال 1369 چاپ و منتشر شده است .
وى در اقتفاى مرثيهء دوازدهبند محتشم كاشانى ، تركيب دوازدهبندى دارد كه به نقل دوبند آن بسنده مىكنيم :
بندششم
تنها نه بر تو مردم دنيا گريستند * كرّوبيان عالم بالا گريستند
بر تشنهكامى تو در آن آفتاب گرم * مرغ هوا و ماهى دريا گريستند
پروانهوار گِرد خيام تو كودكان * چون شمع سوختند و سراپا گريستند