تدريجى اين سبك شعرى هستيم ، ولى اين نهضت ادبى هم كه پس از طى چند مرحله تصور مىرفت به كمال خود نزديك شده است ، در پايان دورهء قاجاريه و در عصر مشروطه زوال تدريجى خود را رقم زد و شعراى اين دوره با پيروى از ميرزا ابو القاسم قائم مقام فراهانى ( 1193 - 1251 ) كه بانى سبك سادهنويسى و سادهسرايى در دو رشتهء نثر و نظم بود ، مكتب نوينى را پى نهادند كه تا زمانهء ما استمرار يافته است ، ولى اين بدان معنى نيست كه پس از حزين لاهيجى ديگر هيچ شاعرى به سراغ سبك اصفهانى نرفته باشد ، بلكه حسينعلى بيك ( شرر ) بيگدلى كه پدرش ، آذر ، از بانيان نهضت بازگشت ادبى بود از سبك اصفهانى پيروى مىكرد ! و در زمانهء ما نيز غزلسرايان نامدارى همچون اميرى فيروزكوهى ، خوشدل تهرانى ، غلامرضا قدسى مشهدى ، محمد قهرمان و ذبيح اللّه صاحبكار و ديگران از همين سبك و سياق شعرى پيروى كرده و مىكنند .
دامنهء تأثير آثار عاشورايى
حزين لاهيجى مانند ديگر شاعران نامدار سبك اصفهانى - كه در اين تذكره به مناسبت از آنان ياد كردهايم - در شعر آيينى داراى آثار منظوم بلندى است و تركيب هفت بند عاشورايى او نيز كه هر بند آن در هشت بيت سامان يافته از نمونههاى موفق شعر عاشورايى در سبك اصفهانى به شمار مىرود .
برگزيده آثار عاشورايى
از حزين لاهيجى جز تركيببند عاشورايى او ، اثر عاشورايى ديگرى در دست نيست ، لذا به نقل آن بسنده مىكنيم :
طوفان خون ز چشم جهان جوش مىزند * بر چرخ ، نخل ماتميان دوش مىزند
يا رب ! شب مصيبت آرامسوز كيست * امشب ، كه برق آه رهِ هوش مىزند ؟
روشن نشد كه روز سياه عزاى كيست * صبحى كه دم ز شام سيهپوش مىزند ؟
ايا غم كه ، تنگ كشيده است در كنار * چاك دلم ، كه خندهء آغوش مىزند ؟
بىهوشداروى دل غمديدگان بود * آبى كه اشك بر رخ مدهوش مىزند