تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
شاعرانى كه در مديحت و يا مرثيت سالار شهيدان و شهداى كربلا ( عليهم السلام ) به استقلال سخن گفته‌اند و يا در پيشينهء شعر فارسى آثار منظومى از آنان در همين ارتباط به ثبت رسيده است فراوان‌اند ، اما گروه ديگرى از شاعران فارسىزبان بىآنكه اثر مستقلى در اين رابطه داشته باشند ، گاهى به مناسبت و يا در جايى كه مقام سخن اقتضا كرده است ، از وجود نازنين سالار شهيدان به عنوان يك نماد تاريخى - مذهبى كه اسطورهء آزادگى ، مردانگى و ستم‌ستيزى است ، بهره برده‌اند و گاهى نيز در اثناى سخن به صورت كوتاه و بسيار گذرا از قافله‌سالار كربلا ياد كرده‌اند و در مظلوميت ، حقانيت و يا عظمت وجودى آن حضرت سخن گفته‌اند ، از همين روى لازم ديديم در طليعهء اين تذكره ، از اين گروه شاعران نيز ياد كنيم .

1 . ابو زيد محمّد غضائرى رازى

كه در اوايل سدهء پنجم مىزيسته ، از مادحان بهاء الدولهء ديلمى است و با عنصرى ( متوفاى 431 ه . ق ) معاصر بوده و به جز 219 بيت از اشعار شامل دو قصيدهء بلند ، چند قطعه و ابيات پراكنده از او در دست نيست غضائرى رازى در قطعه شعرى سه بيتى به مديحت پنج تن آل عبا پرداخته است :
مرا شفاعت اين پنج تن بسنده بود * كه روز حشر بدين پنج تن ، رهانم تن بهين خلق و برادرش و دختر و دو پسر : * محمد و على و فاطمه ، حسين و حسن ايا كسى كه شدى معتصم به آل رسول * زهى سعادت تو ، لا تخف و لا تحزن « 1 »
هامش
( 1 ) . شرح احوال و آثار شاعران بىديوان در قرن‌هاى سوم و چهارم و پنجم هجرى ، به تصحيح محمود مدبرى ( تهران ، نشر پانوس ، چاپ اول ، سال 1370 ) ص 457 و 466 .
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 21 | محمد على مجاهدى