على نقى كمرهاى و ابو القاسم هجرى قمى در زمرهء شاعران « واسوختگو » به شمار مىروند و هريك داراى غزليات پرشورى در همين شيوهء شعرى مىباشند . « 1 »
دامنهء تأثير آثار عاشورايى
اگرچه تركيب پنجبندى وحشى بافقى در رثاى سالار شهيدان در شمار آثار متوسط او ارزيابى مىشود ، ولى به خاطر آوازهاى كه سرايندهء آن در شعر فارسى دارد ، نظر شيفتگان شعر عاشورا را به خود معطوف ساخته است .
اين تركيببند عاشورايى كه مبتنى بر قرائت ماتمى از فرهنگ عاشورا است ، از شور و حال بيدلانهء وحشى ، نصيبى ندارد .
برگزيدهء آثار عاشورايى وحشى بافقى
در ديوان كامل وحشى بافقى به جز تركيببند عاشورايى وى ، در سه مورد ديگر از سالار شهيدان و كربلا ياد شده است . وحشى در رباعى زير ، كاشانهء ماتمى خود را با « كربلا » مقايسه مىكند !
مجنون ، به منِ بىسروپا مىماند * غمخانهء من ، به كربلا مىماند !
جغدى به سراى من فرود آمد و گفت : * كاين خانه به ويرانهء ما مىماند « 2 »
وى ، در ستايش مير ميران ممدوح خود ، مرتكب قياس مع الفارق شده است :
آن حَسن خُلقِ حسينى نسبِ حيدر دل * كه فلك بهر زمينبوسى او كرده قيام !
تيغ بندِ درِ او گر نشمارد خود را * خانهء چرخ برين گور شود بر بهرام ! « 3 »
و همو در قصيدهاى كه به مناسبت بانويى سروده ، از همين روش كلامى سود جسته است :
ماتم فرزند پيغمبر بود بر جمله فرض * گر يزيدى سيرتى اين را نداند ، گو بدان
رفته زهرا عصمتى در خلوت آل رسول * كآمده آل على از فرقت او در فغان !
مانده چون شبّير و شبّر دو بزرگ نامدار ! * سر به زانو ، دست بر سر ، خستهدل ، آزرده جان « 4 »
هامش
( 1 ) . مكتب وقوع در شعر فارسى ، ص 685 و 686 ؛ شكوه شعر عاشورا در زبان فارسى ، ص 359 تا 364 ؛ تذكرهء سخنوران قم ، ج 1 ، ص 352 تا 362 .
( 2 ) . ديوان كامل وحشى بافقى ، ص 346 .
( 3 ) . همان ، ص 248 .
( 4 ) . همان ، ص 260 .