[ ياد داشت مؤلف در وقف نسخهاى از كتاب براى روضهء مقدسهء رضويه در آغاز نسخه ]
شمهء خاور كه بر آفاق تابان بوده است « 1 » * لمعهاى از قبهء شاه خراسان بوده است
قبهء پرنور شه را گرد سر كردم چو چرخ * سالها گرد سر اين قبه گردان بوده است
ديدهء جان ساخت روشن ميل از نيش بلى « 2 » * راست ميل توتياى ديدهء جان بوده است
قبهء شه چون صدف پنهان درو صندوق در * گر صدف پيوسته در صندوق پنهان بوده است
همچو موسى گشت بيهوش آنكه ديد اين قبه را * گوئيا طور تجلّيهاى رحمن بوده است
ديدهام را ، نور حق ، از قبهاش روشن نموده * كورى چشم كسى كو اهل حرمان بوده است
اى امين « 3 » از قبهء سلطان على موسى رضا * هر طرف صد آفتاب فيض رخشان بوده است
هامش
( 1 ) . مصراع اول از « م » افتاده .
( 2 ) . در « م » : در پيش يلى !
( 3 ) . امين تخلص مؤلف است كه در اشعار ديگر نيز آمده است .