است چنانچه در نور و ظلمت حسّى مشاهده نموده مىشود كه چون ظلمت به كمال است ظهور نور به كمال است . و اگر ظلمت ممتزج با نوعى از نورست نور ظاهر را كمال ظهور نيست . و اين نكته بسيار دقيق است ؛
« يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ »
. « 1 »
الإمام المودود و المظهر الموعود
آن حضرت امام است كه دلها او را دوست مىدارد .
و اين اشارتست بدان كه آن حضرت محبوب دلهاى مؤمنانست ؛ و لهذا هر كس كه در عالم به ظلمى يا جورى يا تنگى يا مشقتى مبتلا شد ، دفع آن بلا را از حضرت امام مهدى مىجويد ، و اميد دارد كه آن حضرت ظهور كند و آن بلا و ظلم و جور را از او دفع گرداند . و اين حال مجبول تمامى طبعهاى مؤمنان است و در هر زمانى مردم آن عصر انتظار دارند كه امام ظهور كند و خاطر متوجه ظهور اوست در هر صدايى كه از جانبى برآورد . اين به واسطه آن است كه آن حضرت ، مودود دلهاى مؤمنانست ، و آن حضرت مظهر موعود است كه حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وعده فرموده كه آن حضرت ظاهر خواهد شد و عالم را به انوار عدالت منور خواهد ساخت ، و عطاهاى او تمامى ارباب فقر و فاقه را در خواهد يافت و هيچ محتاج در زمان او نخواهد بود .
أبى القاسم محمّد المهدي العبد الصالح
آن حضرت را ابو القاسم كنيت است همچو حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ و در حديث وارد شده كه نام او موافق نام من باشد و اما به كنيت تصريح نشده لكن چون آن حضرت صاحب مقام ختم امامت است در اين كنيت شريف هم با آن حضرت موافقت فرموده و آنچه در احاديث وارد شده كه حضرت پيغمبر فرمود كه ، نام من بر فرزندان نهيد و كنيت من بر فرزندان منهيد ، علما در اين معنى « آن حديث » « 2 » اختلاف كردهاند . بعضى بر آنند كه آن نهى مخصوص زمان حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و آن حضرت نوبتى از كسى شنيد كه مىگفت : اى ابو القاسم ! آن حضرت پنداشت كه با آن حضرت مخاطبه مىكند ، و ديگرى را مىخواند كه اين كنيت داشت ، پس حضرت
هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) 35 .
( 2 ) . از « م » .