انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ *
48 / 17 ( بنگر چگونه زدند مر ترا داستانها ) 146
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
ما قسمت كنيم ميان ايشان روزىهاشان را در زندگانى دنيا
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
( ؟ ! )
و برافراشتيم بعضى ايشان را بالاى بعضى به درجهها بعضى بعضى را به كار گيرند بطورى كه مردم بر آن فرمانبردارها افسوس خورند و مسخره شوند ؟ !
وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ
( صح ) 32 / 43 147
و بهشت خداوند تو بهتر است از آنچه ايشان جمع مىكنند ( به حرص بر دنيا )
أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ
92 / 17 ( يا بياورى تو خدا و ملائكه را رو به روى ما ) 147
أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً
92 / 17 148
يا بيفكنى آسمان را همچنانكه گمان كردى بر ما پاره پاره
يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ
44 / 52 ( گويند ابرى است بر هم نشسته ) 148
وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ ( حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ ) سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
93 / 17 150
و هرگز نگرويم به بالا رفتنت ( تا بفرستى بر ما كتابى كه آن را بخوانيم )
بگو ) پاك است پروردگار من آيا هستم بجز آدمى فرستاده شده ؟
أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
153 / 4 پس گفتند بنما خدا را معاينه 151
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ
144 / 2 159
براستى ما مىبينيم توجه تو را در آسمان ( و انتظار ترا براى تعيين قبله )
ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها
142 / 2 158
( زود باشد كه بىخردان بگويند ) چه چيز گردانيد آنها را از قبلهشان آنچنان كه بر آن بودند
قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ
( بگو مر خدا راست مشرق و مغرب ) 159
يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ *
142 / 2 159
هدايت مىكند هر كسى را خواهد بسوى راه راست
وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ
161
و نگردانيديم ما قبله را آنچنان كه بودى بر آن مگر تا بدانيم ما ، كه پيغمبر را پيروى مىكند ؟
از آنكه بر مىگردد بر عقبهاى خود .