در دين به كار آيد ، خداوند او را در قيامت به مكانت و منزلت علما و فقها برانگيزد .
مكشوف باد كه حق فهم معانى كلمات رسول خداى از وصول ادراك هر آفريده بيرون است ، چه مراتب معانى اين كلمات از اوج معارف ربّانى ، تا حضيض مقام هيولائى را حاوى و محتوى است ، و هر كس به اندازهء مقام و مدرك خود بهره برد ، و نصيبه اخذ كند ، و همه به حق باشد ، و من بنده به مقدار مدرك خود بعضى از اين كلمات مباركه را ترجمانى كردم ، و دعوى دار نيستم كه از سهو و نسيان و قصور فهم معصوم و منزهم ، بعيد نيست كه بعضى عوام را نيز فايدتى بخشد ، و منفعتى رساند ، و اين كلمات را كه از اين پس مىنگارم بسيار مىافتد كه در معانى با كلمات سابقه قربتى دارد ، لاجرم ديگر باره به ترجمانى پرداختن نوعى به حساب اطناب مىرود ، و چنان صواب نمود كه اين كلمات مباركه را ترك نگويم ، لكن در ترجمه اين جمله مسامحتى روا دارم ، و از تشكيل كلمات و تبيين لغات پيشى نجويم . از رحمت خداوند بعيد نيست كه اين خدمت نارسا در حضرت خدا و رسول ان شاء اللّه مقبول افتد .
نقل من كتاب اثنى عشرية فى قصار هذه المعانى
القرآن هو الدّواء : تلاوت قرآن دواى همه دردهاست .
الدّعاء هو العبادة : خداى را خواندن عبادت خداوند است .
الدّين شين الدّين : اندوه وام و زحمت وامخواهان ، دين را زيان كند .
التّدبير نصف العيش : تدبير در امر معاش نصف معاش است .
التّودّد نصف العقل : با مردم مدارا و مودّت نيمى از حشمت عقل است .
الهمّ نصف الهرم : غم و اندوه جوان را نيم پيرى است .
حسن السّؤال نصف العلم : مسئلت خويش را با سخن دلفريب آراستن ، نيمى از علم و دانش است .
قلّة العيال احد اليسارين : چون توانگرى نباشد ، عيال اندك نيز در شمار توانگرى