فقال : إنّ الأحمق يصيب بحمقه أعظم من فجور الفاجر ، و إنّما يرتفع العباد غدا في الدّرجات ، و ينالون الزّلفى من ربّهم على قدر عقولهم . فرمود : احمق به شئامت حمق از فاسق فاجر سبق مىبرد ، همانا در قيامت قربت مردم به حضرت يزدان به اندازهء عقول ايشان است .
و قال : قسم اللّه العقل ثلثة اجزاء ، فمن كنّ فيه ، كمل عقله ، و من لم يكن فيه فلا عقل له : حسن المعرفة باللّه ، و حسن الطّاعة للّه ، و حسن الصّبر على امر اللّه .
فرمود : خداوند عقل را سه بهره كرد ، هر كه ادراك اين اجزا كرد تكميل عقل فرمود ؛ و اگر نه او را عقل نيست ، و آن خدا را نيكو شناختن ، و نيكو به طاعت پرداختن ، و در امتثال فرمان ساز مصابرت نواختن است .
مردى از نصاراى نجران در حضرت مدينه حاضر خدمت رسول خداى شد ، و او مردى با وقار و حزم « 1 » و حصافت عقل « 2 » به نظر مىرفت ، كسى گفت : يا رسول اللّه اين نصرانى مردى عاقل است .
پيغمبر او را زجر فرمود . فقال : مه انّ العاقل من وحّد اللّه ، و عمل بطاعته . فرمود :
سخن مكن ، عاقل آن كس است كه خداى را به يكتائى بستايد ، و به طاعت خداوند گرايد .
و قال : العلم خليل المؤمن ، و الحلم وزيره ، و العقل دليله ، و العمل قيمته ، و الصّبر أمير جنوده ، و الرّفق والده ، و البرّ أخوه ، و النّسب آدم ، و الحسب التّقوى ، و المروّة اصلاح المال . مىفرمايد : علم دوست مؤمن است ، و حلم وزير اوست ، و عقل دليل او ، و عمل بهاى اوست ، و صبر سپهسالار ، و مداراى با خلق پدر ، و نيكوئى برادر اوست ، و نژاد او با آدم پيوسته است ، چون ديگر كسان يعنى به آباء فخر نكند و هنر او پرهيزكارى است و مروّت او انفال مال است .
و قال : من تقدّمت اليه يد ، كان عليه من الحقّ ان يكافئ ، فان لم يفعل فالثّناء فان لم يفعل فقد كفر النّعمة : آن كس را كه احسانى كردند بايد به پاداش احسانى كند ، اگر اين نكند بايد ثنائى گويد ، و اگر لب از ثنا نيز بسته دارد كفران آن نعمت كرده باشد .
و قال : تصافحوا ، فانّ التّصافح يذهب السّخيمة . مىفرمايد : با برادران دينى مصافحه كنيد ، چه مصافحه حقد و حسد را از ميانه برگيرد .
هامش
( 1 ) . حزم : احتياط ، محافظهكارى در امور .
( 2 ) . حصافت عقل : استقامت و استحكام آن .